On Green Dolphin Street
it's like there's rock bottom, 50 feet of crap, then me
it's like there's rock bottom, 50 feet of crap, then me

بهار است! تو جوانی. تو دوست داشتنی هستی. تو حق داری شاد باشی. به درون دنیا برگرد.
امید کمش هم زیاد است. جریان آنجاست. رونده است. از گذشته به حال می آید و در آینده مثل مداد رنگی ای بر کاغذ سایه های روشن و تیره میزند. آدم ها تماما قلب شده اند. میتپند، بقا را ادامه میدهند و زندگی را به یاد می اورند یا در خیال به تصویر میکشند. بقا که سنگ سخت آغازگر زندگی است و انگار که همین کافی نباشد این سنگ را می شکافند و به گل رویا آراسته میکنند. روح آدم چه ریشه ی قوی ای دارد.

تو یک رویا داشتی. یادته؟ به سرخ ترین ستاره قول دادی. یادت نره. بجنگ و فرار کن.

اگر جیغ کشیدم
در ارتشی از فرشتگان
چه کسی میخواهد به من گوش بدهد؟
خدای عزیز! من باد را میشنوم.

- تو خیلی دوری.
+ من همین نزدیکم.
- به چی فکر میکنی؟
+ داشتم به اولین شبی که اومدم اینجا فکر میکردم. اولین بار که دیدمت کراواتِ... زرد زده بودی. نمیخوام چیزی رو فراموش کنم حتی یه لحظهشو.
ستاره عزیزم؛ برای تو مینویسم. ساعت هشت صبح است. به شبنمهای روی برگ گلهای محمدی نگاه میکنم. به زندگیشان میاندیشم؛ به این طراوت زنده به لحظه. به معشوق صبح که شفاف مثل ستاره شب است. افتاد. ستاره! سقوط تو هم همینقدر سریع است؟ تو دوری. خیلی دور. اما صدایم به تو میرسد. که عجیب است چون این روزها هر کلمهای که از سینه رها میکنم در هوا منبسط میشود و منبسط میشود و منبسط...
شنیده نمیشوم.
پنجره به اندازه آغوش خالیام باز است.